مرتضى راوندى
90
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
در فارس ، نفت و در ناحيهء كوه دماوند ، قلع و سرب و گوگرد و در بدخشان و آذربايجان ، سنگ لاجورد و در بدخشان ، لعل و نزديك نيشابور ، فيروزه و در خراسان و آذربايجان و نقاط ديگر ، سنگ مرمر و در فارس و ديگر جاها ، موميايى استخراج مىشد . « 1 » به نظر محققان شوروى : « در نقاط مجاور شهرهاى بزرگ يا جادههاى كاروانرو ، محصولات كشاورزى ، بيشتر در بازارها فروش مىرفت . تجارت از راه دريا و همچنين بوسيلهء كاروانها در قرن دهم ( ميلادى ) رونق بسزايى داشت . مراكز اصلى جادههاى كاروانرو عبارت بود از : همدان ، رى ، نيشابور ، هرات ، اصفهان ، شيراز ، اهواز . بلخ و كابل دو مركز اصلى تجارت با هند بود كه بوسيلهء تشكيل و اعزام كاروان ، صورت مىگرفت . آمل و سارى در دورهء موردنظر ما ، بندرگاههاى مهم ايران در كرانهء بحر خزر بشمار مىرفت كه با خوارزم و كشورهاى قفقاز و ايتيل خزر و نواحى ولگا و روس تجارت مىكردند . « جهازات روسيان » با بارمويينه و چرمينه و موم و بردگان ، در آمل و سارى پهلو گرفته كالاهاى خويش را با مصنوعات ايرانى مبادله مىكردند . شهر سيراف مهمترين بندرگاه خليج فارس بود . بازرگانان سيرافى ، تجارت از راه دريا را در دست داشتند . بندرگاههاى جنابه ( گناوه ) و كيش ( قيس ) و هرمز كماهميت بودند . كالاهاى ايرانى از اين بندرها به بصره و بنادر عربستان و مصر و هندوستان و چين صادر مىشد . داستان زير را كه استخرى دربارهء بازرگانان نقل مىكند ، شايان توجه است . بازرگانان گرايش نمايانى به يك كاسه كردن سرمايههاى خود و تشكيل شركت دارند . مردم سيراف و كرانه به سفرهاى دريايى مبادرت مىورزند . گاهى اتفاق مىافتد كه برخى از آنها زندگى خود را در دريا مىگذرانند . به من گفتند كه يكى از ساكنان سيراف چنان با دريا خوگرفت كه چهل سال تمام از كشتى پياده نشد و هربار كه به خشكى نزديك مىشد ، شركاى خود را وادار مىكرد پياده شوند و كارهاى او را در شهر انجام دهند . اگر در كشتى شكاف و شكستگى پيدا مىشد و نيازمند به مرمت مىگشت ، از آن كشتى به كشتى ديگر نقلمكان مىنمودند ، بدين سبب ، تجار اموال فراوان بدست مىآوردند ، بطوريكه تمول بعضى از آنان به 4 ميليون دينار بالغ مىگرديد . مبالغ بيشترى را نيز به من گفتهاند . ولى چنين بازرگانى از لحاظ لباس و وضع ظاهرى هيچ تفاوتى با كاركنان روزمزد اجير خويش ( يعنى حمالان و ملاحان ) ندارد . در اين داستان ، خصايص ويژهء بازرگانان ايرانى كه در قرن دهم به سفر و سياحت دريايى مىپرداختند ، نشان داده شده كه عبارت است از : جد و جهد و پشتكار و ميل وافر به سفر و خست و حرص در جمعآورى پول و خرج نكردن آن ؛ براى اينكه بدانيم در آن دوران چهار ميليون دينار يا چهل ميليون درهم چه ثروت هنگفتى را تشكيل مىداده . كافى است به ياد آوريم كه اين رقم تقريبا معادل خراج يك سال و نيم ايالت فارس بوده . مطلب شايان توجه ديگر ، اين است كه اگر در زمان ساسانيان ، ملوان ايرانى تقريبا وجود نداشت . در عوض ، در قرن دهم ، بنا به گفتهء استخرى ، حتى در كرانهء غربى خليج فارس نيز بتقريب ، تمام ملوانان و بازرگانانى كه به كار تجارت و سفر دريا اشتغال داشتند ، ايرانى بودند .
--> ( 1 ) . ر ك : همان . ص 242 - 240 .